مرتضى مطهري

219

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

مىاندازد كه مىگفت : من مثل مادرم ، مامايم . و . آيات * ( سبح للهما فى السموات . . . ، يسبح لله . . . ، و لله يسجد . . . ، ان كل من فىالسموات و الارض . . . ( 1 ) ) * و امثال اينها . اين آيات دلالت مىكند كه فطرت توحيدى در همه مخلوقات هست . ز . * ( يريدون ليطفؤوا نورا لله . . . ) * نورا لله همان فطرةا لله است . ح . * ( و قضى ربك الَّا تعبدوا الَّا اياه ) * 9 . برخى ماديين اساساً معتقد به وجود يك ريشه و غريزه غير مادى در انسان نيستند . آن فعاليتها را يا صرفاً مادى و شخصى و ناشى از علاقه به نفس و سرنوشت مىدانند و عبادتهاى بشر را از لحاظ ماهيت از قبيل تواضع در برابر زورمندان ناشى از طمع و يا خوف مىدانند ، و يا آن را ناشى از عادت و تلقين اجتماع مىپندارند در اين صورت اصلًا بىمعنى است ، نه مادى است و نه معنوى ، يك عمل تلقينى و تقليدى صرف است . ولى برخى ديگر مثل اتباع مادى فرويد به وجود يك علاقه و ميل در اعماق ( 2 ) روح انسان كه عبادتها را به حكم آن ميل و به موجب آن ميل انجام مىدهد و از عبادت لذت مىبرد و ريشه عشقى دارد نه صرفاً خوفى و طمعى ، اعتراف دارند . اعتراف مىكنند كه آن ميل همان طورى كه ناشى از طمع نيست تلقينى و تقليدى نيز نيست ، يعنى عادت و تقليد نيست ، از اجتماع گرفته نشده است . اينها مىگويند ريشه اين ميل يك ميل مادى سركوبشده است كه تلطيف و تصعيد شده و به اين صورت تجلى كرده است . پس توجيه ماديين غريزه دينى و فعاليتها و تجليات عبادى بشر را ، تدريجاً تغيير شكل داده است . نظريه فرويد از اين جهت از نظريه ماركس و انگلس متعالىتر است .

--> ( 1 ) . رجوع شود به ورقه هاى عبادت تكوينى ( 2 ) . و چنان كه در [ پاورقى ] صفحه 210 گفتيم ، براى اين امور روانى باطنى تنها جنبه فردى قائل نيستند ، بلكه ريشه تاريخى قائلند و مدعى هستند در طول تاريخ در روان بشر ريشه دوانيده است .